داستان خدا و گنجشک

روزها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت...

ادامه نوشته

مادر

گل های یاس تو باغچه غروبا بونه میگیرن همشون یه عهدی بستن سر خاک تو بمیرن...

ادامه نوشته