تصویر زن
در ســردر کـــاروانـسـرایی تصویر زنی به گچ کشیدند
اربابِ عمایم این خبر را از مخبر صادقی شنیدند
گفتند که واشریعتا ، خلق روی زن بی نقاب دیدند
آسیمه سر از درون مسجد تا سردر آن سرا دویدند
ایمان و امان به سرعتِ برق می رفت که مؤمنین رسیدند
این آب آورد ، آن یکی خاک یک پیچه ز گل بر او بریدند
ناموس به باد رفته ای را با یک دو سه مشت گل خریدند
چون شرعِ نبی از این خطر جست رفتند و به خانه آرمیدند
غفلت شده بود و خلق وحشی چون شیر دَرنده میجهیدند
بی پیچه زنِ گشاده رو را با چین عفاف می دریدند
لب های قشنگِ خوشگلش را مانندِ نبات می مکیدند
با لجمله تمام مردم شهر در بحر گناه می تپیدند
در های بهشت بسته میشد مردم همه می جهنمیدند
می گشت قیامت آشکارا یکباره به صور می دمیدند
طَیر از وَ کَرات و وحش از جحر انجم ز سپهر می رمیدند
این است که پیش خالق و خلق طلاب علوم رو سفیدند
با این علـما هنـوز مردم از رونـق ملـک نا امیدند
وطن دوستی
ما که اطفال این دبستانیم همه از خاکِ پاکِ ایرانیم
همه با هم برادرِ وطنیم مهربان همچو جسم با جانیم
اشرف و اَنجَبِ تمام ملل یادگار قدیمِ دورانیم
وطن ما به جای مادر ماست ما گروهِ وطن پرستانیم
شــکر داریــم کـز طفــولیّـت درس حُبّ الوطن همی خوانیم
چون که حُبّ الوطن ز ایمان است مــا یقیــنآ ز اهل ایمــانیم
گر رسد دشمنی برای وطن جان و دل رایگان بیفشانیم
لینک دانلود عارف نامه-ایرج میرزا